مرتضى راوندى
20
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ترتيب ، فعاليت جماعات بشرى در اين دوران ، بطور قابل ملاحظهاى دقيقتر و بغرنجتر شد . اقتصاد بشرى در اين عصر ، احتياج به انبارهايى براى حفظ محصولات و جمعآورى و حفظ علوفه براى اغنام و احشام داشت . در همين دوره ، انسان به وسايل يا چهارپايانى نيازمند بود كه بتوانند محصولات جمعآورى شده را از اراضى تحت كشت به محل اقامت برسانند . » « 1 » وسيلهء حملونقل به نظر ويل دورانت ، هزاران سال ، بشر ، خود باركش خويش بوده است « پس از آنكه طناب و اهرم و قرقره را اختراع كرد ، بر چهارپايان مسلط شد و آنها را به باركشى واداشت ، آنگاه نخستين سورتمه را به اين ترتيب ساخت كه شاخهء بلند درختان را بر پشت چهارپايان مىگذاشت و كالاى خود را بر روى آن حمل مىكرد ، و كمى بعدتر ، تنهء درختان را همچون چرخى بر زير اين سورتمه قرار داد . پس از آن ، وسط تنهء درختان را به شكل شعاعهاى چرخدار درآورد و به اين ترتيب ، بزرگترين اختراع مكانيكى كه عبارت از « چرخ » باشد پيدا شد و با قرار دادن آن زير سورتمه ، ارابه صورت عملى به خود گرفت . با بستن تنهء درختان به يكديگر ، وسيلهء حملونقل مناسبى بر روى آب بوجود آورد ؛ و با خالى كردن تنهء درخت ، نخستين زورق را ايجاد كرد . به كمك پارو و بادبان ، انسان توانست از اين جزيره به جزيرهء ديگر آمدوشد كند و بالاخره روزى با كاملتر كردن اين وسايل ، توانست از قارهيى به قارهء ديگر سفر كند . با مشاهدهء ستارگان ، انسان راه خود را در بيابان مىيافت و قافلهها به هدايت روشنان فلكى طى طريق مىكردند . » « 2 » انسان غير از وسايل نقليه براى حمل محصولات زراعتى ، به انواع ظروف نيز نيازمند بود ؛ و اين ظروف را از گل و چوب تهيه مىكرد . انواع ظروف گلى پخته ، و ظرفهاى چوبى ميان - تهى از عهد كهن ، در موزهها به يادگار مانده است . علاوه بر اين ، انسان براى گرم كردن محل سكونت ، به هيزم ، و براى پختن غذا به اجاق نيازمند بود . با گذشت زمان ، در داخل جماعات بدوى ، رهبران و ريشسفيدان و شيوخى پيدا شدند كه كارشان ، سازمان دادن به امور اقتصادى و اجتماعى ، تقسيم كار بين افراد ، رهبرى جماعت در جريانات دشوار و بحرانى ، و انتقال دادن اسرار كشاورزى و مهارتهاى فنى و دانشهاى ديگر به نسلهاى جديد ، و امورى ديگر از اين قبيل بود . با مرور زمان ، موقعيت اجتماعى شيوخ بالا رفت تا جايى كه مىتوانستند اموال عمومى را به خود اختصاص دهند . در نتيجهء ترقى وسايل توليدى ، وضع نخستين اجتماعات بشرى ( كمونها ) متزلزل گرديد . وسايل توليدى جديد و ترقى تكنيك به خانوادهها اجازه داد بدون كمك ساير افراد به شكار بپردازند . با گذشت زمان ، در داخل اين اجتماعات ( كمونها ) خانوادههايى پيدا شدند كه نسل اندر نسل به تهيهء يك رشته از وسايل زندگى مىپرداختند ؛ عدهيى در قايقسازى ، جمعى در خانهسازى ، و بعضى ديگر در كشاورزى متخصص شدند . به اين ترتيب ، حرفه و فن و تخصص بوجود آمد . رشد توليد و توسعهء فنون ، منجر به اين شد كه ابتدا بين جماعات ( كمونها ) و بعد در داخل جمعيتها و گروههاى ديگر ، يك نوع مبادلهء منظم بين فراوردههاى مختلف توليدى
--> ( 1 ) . دايرة المعارف نوجوانان و جوانان ، پيشين . ص 14 . ( 2 ) . مشرق زمين : گاهوارهء تمدن ( تاريخ تمدن ) ، كتاب اول ، بخش اول ، پيشين . ص 24 - 23 .